وتــــــــر

علی تنها ترین مـــرد زمین است







۱۰۲ مطلب با موضوع «طرح» ثبت شده است

۱۵تیر

حاج عبدالله ضابط

یک روز خسته و کوفته سوار اتوبوسی شدیم . این کار به رغم خستگی هایش برای من خاطره انگیز بود ؛ اما این بار وضعیت فرق می کرد .
انگار یک اتوبوس بمب متحرک ! راه انداخته بودند . یکی از یکی شرتر و جسور تر !
چشمشان که به حاجی افتاد ، به جای سلام ، اول بسم الله گفتند : به به... آخوند! آه از نهادم بلند شد . این هم از شانس ما ! دم غروبی گرفتار چه آدمایی شده بویم . تا توانستند حاجی رو دست انداختند . داشتم از کوره در می رفتم . علامت داد چیزی نگم .خودش لبخند داشت و نگاهشان می کرد . شوخی را از حد خودش گذارنده بودند . یقین داشتم که دیگر حاجی پیاده می شود . بر خلاف تصور من ، از جا بلند شد و رفت ته اتوبوس نشست . دستانش را برهم زد و گفت : بچه ها دوست دارین براتون بخونم و کف بزنین؟!...
گل از گلشان شکفت . گویا سوژه ی جدیدی پیدا کرده اند . یک صدا گفتند : بعله ...! حاجی خواند و آنها کف زدند .
محفل را که دست گرفت یوش یواش مسیر شعر ها را عوض کرد ...
باید پیاده می شدیم . بعضی ها می خواستند پای حاجی را ببوسند تا پیششان بماند .اما نوبتی هم باشد نوبت دیگران بود ! تا چند قدم آن طرف ترشان ، صدای هق هق گریه هایشان بدرقه راهمان بود ...

برای شادی روحش صلواتی هدیه کنید .

  • وتر

۰۲تیر

جنگ نرم

  • وتر